شناختنت بي گناهترين گناهم بود ، يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم !
و با تو بودن آرزويم و تو را گم كردن ، پيدايش سراب بود !
تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي !
بي تو ثانيه ها تكراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد!
و شقايق غريبي مي كند و جاده در انتظار مسافر است !
و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد!
و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي كنم و منتظرت هستم
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..
چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديده وبه جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داده زل بزني وبه جاي انکه لبريز از کينه و نفرت بشي،حس کني هنوزم دوسش داري. چقدر سخته توخيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديدیش نتونی حتی سلام بدی..... چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونهاي اشک گونهاتو خيس کنه، اما مجبور باشي بخندي تانفهمه هنوزم دوسش داري
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..
-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-+- +-
اي کاش مي توانستند از آفتاب ياد بگيرند که بي دريغ باشند در دردها و شادي هاشان حتي با نان خشک شان و کاردهاي شان را جز از براي قسمت کردن بيرون
-+-+-+-+-+-
کاغذتم ...احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي کن . اشکاتو باهام پاک کن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز
-+-+-+-+-+-
در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست
گريستن خوب نيست مگر بشود جوري گريست که چشمها نفهمند روزي که گفتي منتظر باش و رفتي تنها شدم وگريستم ، اما هم اکنون تنها نيستم انتظار با من است ولي هر دو با هم مي گرييم
-+-+-+-+-+-
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.
-+-+-+-+-+-
بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام
از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه
كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند !
اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند....
-+-+-+-+-+-
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .
-+-+-+-+-+-
اون كه مي گفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريهات مي خنده
-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-+- +-
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..
راه زندگی پر از موانع و مشکلات است.تنها کسی می تواند از این راه پر خطر عبور کند که روحش از امید سر ریز باشد.
منبع : http://akhecheraman.blogfa.com/
لينك ثابت
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..