
می دونی آدما کی می شکنن؟ وقتی که دل ارزش خودشو از دست می ده . و چشات دیگه اشکی واسه ریختن نداره .وقتی که قدرت فریاد زدن رو هم نداشته باشی. وقتی که تمام وجودت از درون یخ بزنه . وقتی که چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ کنی. راستی تا به حال شده بشکنی؟ جوری که حس کنی همه ی وجودت ذره ذره شده . جوری که احساس تنهایی مطلق کنی . احساس حقارت . احساس بی پناهی . احساس یه موجود اضافی بودن. و احساس پوچی و بد بختی؟ گاهی وقتا آدم با یه حرف ساده هم ممکنه بشکنه ..یه حرف ساده و شاید از نظر دیگرون بی اهمیت اما تو انتظار نداری اون حرفو از زبون کسی که عاشقشی و ادعا می کنه دوستت داره بشنوی !!!!!و تو وقتی می شنوی میشکنی ..به همین راحتی ..... بی صدا!!!! بدون حرف !!! بدون گلایه !!!!حتی ناله هم نمیکنی وهیچ کس غیر از خودت نمی دونه این شکستن چقدر درد داره . چقدر زجر آوره و اینکه چقدر دلت می خواد فریاد بزنی. حتی تو اون لحظه دلت می خواد بمیری ...اما نمیشه !!!!!!!! فقط اشکه که آروم آروم میاد و شکسته های روحت رو پیش هم میذاره تا باز دل تو بتونه به خاطر این عشق!!!!!!!!!! نا مهربونی عزیزترین موجود زندگیت رو تحمل کنه و از غصه نمیره و با ز هم دوسش داشته باشه.