تبليغاتX
خلوت تنهایی حسین




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

« عشق ورزیدن خطاست
حاصلش دیوانگی ست
عشق ها بازیچه اند
عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند
عشق کو ؟!
              عاشق کجاست ؟!
                                  معشوق کیست ؟!
حبس نفس است که عشقش خوانده اند
آنکه می میرد
زشوق دیدن امروزها
وآنکه می سوزد
زبرق چشم عالم سوزها
گر بیاید دلبر تازه تری
عشق عالم سوز خاموش می شود
چهره ما هم
               فراموش می شود . »



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

 

گلچيني از سخنان بزرگان
كنفسيوس :
به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد ، يك شمع روشن كنيد.
وئيس لومباردي :
بردن همه چيز نيست ؛ امّا تلاش براي بردن چرا .
مثل آلماني :
            افتادن در گل و لاي ننگ نيست. ننگ در اين است كه آنجا بماني.
فلوبر:
          خوشبختي يعني هماهنگي با حوادث روزگار .
سارنف :
          داشتن پشتكار ، تفاوت ظريف بين شكست و كاميابي است.
لاوس :
          وقتي آنچه داريم مي بخشيم ، آنچه نيازمند آنيم دريافت خواهيم كرد.
ارسطو :
          عاقل آنچه را كه مي داند ، نمي گويد ؛ ولي آنچه را كه مي گويد ، مي داند.
ابوالعلا :
          بايد از بدي كردن بيشتر بترسيم تا بدي ديدن.
منتسكيو :
          انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عميق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.
پرمودا باترا :
          مشكلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر.
اپيكور:
          كسي كه از هيچ چيز كوچكي خوشحال نمي شود ، هيچگاه خوشبخت نخواهد شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- چنان باش که به همه بتوانی بگوئی چون من باش ! ( کانت )
- اشتباه را محکوم کن نه آنکه اشتباه از او سر زده . ( شکسپیر )
- حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه خویش بادیگران مشکن . ( نانسی)
- بهترین انتقام فراموشی و بخشش است . ( دیل کارنگی )
- اشکهای دیگران را به نگاههای پراز شادی نمودن بهترین خوشبختی است . (بودا)
- خردمند به کار خویش تکیه میکند و نادان به آرزوی خویش . ( حضرت علی (ع))
- اگر به جایی رسیدی فراموش نکن از کجا شروع کردی .



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

یه متن قشنگ از رویا خانوم

چه شبها که به یاد تو کلمات را بیدار نگاه داشته ام و با آنها از تو گفته ام و شنیده ام .
چه روزهایی که منتظر طوفان نوح بوده ام ٬ منتظر زلزله ای که بیاید و ویرانم کند.
منتظر آتشی که بی امان بر من ببارد و حتی خاکستری هم از من بر جا نگذارد.
منتظر بارانی که مرا بشوید و جاری کند و رود کند .
اگر رود شوم هرگز به دریا نمی روم . از موجها می گریزم . هیاهو را دوست ندارم .
اگر باران بیاید و من رود شوم به جای پیوستن به دریا به تو می پیوندم .
ای کویر گسترده و خاموش !
در تو می توانم رویاهای چندین هزار ساله ام را ببینم . در تو می توانم تمامی دریاها
را پیدا کنم .
تو را سطر به سطر می خوانم و رویاهای شیرینم را با تو می گویم.
دوست دارم آنقدر از تو بگویم تا دنیا به پایان برسد . دوست دارم شعرهایم را پیش
پای تو قربانی کنم .
مرا به مزرعه های ازل ببر ! مرا به جزیره دوستت دارم ٬ مرا به ساحل کبوتر ٬ مرا به
دشتهای عسل.
مرا در این برزخ سرد که نه گل دارد و نه پروانه تنها مگذار !
مرا در این شبهایی که عکس ماه در هیچ آینه ای پیدا نیست سرگردان مپسند !
من با این همه حرفی که در دلم مانده و غبار گرفته چه کنم ؟
مرا در این کاغذ سپید حبس مکن !
میان من و تو دریایی مغرور ٬ فرعون وار می خروشد .
با موسی (ع) می آیم ٬ دریا را می شکافم و به تو می رسم




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 2:38 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

آسمـان را ستـاره زيـبـا می کند
 بـاغـچـه را گـل
چـشـم را اشـک
قـلـب را عـشـق
امـا تـو هـمـه چـيـز را !!
دیگر هیچ




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 2:10 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

با هم کنار برکه نشسته بودیم
پرسید: برای چه زنده ماندی و زندگی میکنی؟
!!!در حالیکه که از ته دل فریاد میزدم فقط برای تو، گفتم: برای هیچ
پرسیدم تو برای چه زنده ماندی و زندگی میکنی؟
پاسخ داد: برای کسی که برای هیچ زنده مانده و زندگی میکند
 
 
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم
 
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان شقایق سرگشته رویم
                                     فریدون مشیری
 
نمیدانی که انسان بودن و ماندن چه دشوارست
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است
دکتر علی شریعتی



لينك ثابت نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

 
 
 
_ با بارش چند روزه بارون منم زنده شدم. چندوقت بود حس نوشتن نداشتم.
ديگه مثل سابق حوصله نوشتنو ندارم.
خيلی زير بارون راه رفتم. يادمه زير بارون عشق رو شناختم.کاش قلبامون به پاکی
بارون بود.همه ميگيم عاشق بارون هستيم ولی چرا وقتی باريدن ميگيره
چترامون رو بی هيچ خجالتی باز می کنيم؟
 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

Type Writer Status Bar