تبليغاتX
خلوت تنهایی حسین
اگردراین دنیا قرار بود جای چیز دیگری باشم دوست داشتم

جای اشک رو گونه هات باشم که تو چشمات متولد بشم

رو گونه هات جاری بشم ورو لبات بمیرم

اگه می دونستی چه قد دوستت دارم

eShGaM

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

عشق خیس شدن دو دلار زیر باران نیست .

عشق این است که من چترم را روی دلدار بگیرم واو نبیند و هرگز نداند که چرا زیر باران خیس نشد .

هر چی می خوام یه چیزی بنویسم که باهاش قسمتی از دوست داشتنم رو بهت ثابت کنم باز کم میارم

چون واقعا تو انقدر خوب وبزرگوار  هستی که کلمات قادر به بیانشان نیستند

نرگس دوستت دارم




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

             خدایا عشق من پاک درسته عشقی از خاک
                                   منم اون عاشق خاکی که از عشق تو دل چاکه



لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

ديشب به خواب رفتم، تو را در گوشه ای از اين زمينِ خاکی در حالی

  يافتم که دستهايت رابر رویِ زانوهايت آوار کرده بودی و نگاهت را به نقطه ای

دور دست امتداد ميدادی

کنارت نشستم و محو تماشای تو شدم، به عمق  چشمانت فرو رفتم، وای خدای

 

 من! چه دنيای زيبايی را در پشت پرچين نگاهت زندانی کرده ای . پرنده های

 

چشمانت چه زيبا و دلنشين آواز تنهايی را در نی غربت می نواختند.

 

دلت انگار دنيای  بکری  است  که  قدمگاه  هيچ  رهگذری نبوده است، به خودم

 

جرأت می دهم و در گوشه ای  از  آن  بيتوته  می کنم . آهنگِ  دلنشين  قلبت آرامم

 

می کند و خوابِ هزار ساله ام را می آشوبد.

 

خدا تو را فرشته آفريده است تا بيايی و تاريکی هايم را نور بپاشی.

 

با انگشتِ اشاره ات نگاهم را به سوی ديگری می کشانی، آنجا که اسب سپيدی به

 

پيشواز قدمهايت سر فرود می آورد. ، مرا مهمانِ خنده هايت می کنی و به جايی

 

می بری که پُر از بویِ عطرِ گيسوانِ توست.

 

مهتاب کم کم تنهاييمان را سرک می کشد.

 

آه خدایِ من آنجا را ببين! آسمانِ پر از ستاره را می گويم، بيا سهمِ خود را از

 

آسمان بچينيم. به سمت شمال نگاهت را بچرخان! ستاره هايمان آنجاست،

 

می بينی؟

 

ستاره تو آن يکی است که نورِ بيشتری دارد .

 

ستاره من به تو زُل زده است و نگاهت را به وضو و عشقت را به رکعت در آورده

 

است.

 

 دستم را بگير بی تو ديگر جائی را نخواهم ديد...

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این دیگر هوای دلبر دیگر نمیکنم

 میخواهمت هنوز و به جان دوست دارمت

                                             

               فروغ فرخزاد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

  بچه که بودم

  مدام دستم رااز دستان نگرانی که مراقبم بود رها می کردم

  و آرزويم بود که يکبار هم که شده تنها از خيابان زندگی رد شوم .

  حالا که ديگر نمی شود بچه بود و فقط می شود عاشق بود از سر بچگی ،

  هر چه وسط خيابان زندگی سر به هوا می دوم ،

  هيچ کس حاضر نمی شود دستم را بگيرد و

  برای لحظه ای حتی مراقبم باشد .

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

بلاتكليفم!
مثل كتاب فراموش شده يي
رو نيمكت يه پارک سوت كور
كه باد ديوونه
نخونده ورقش مي زنه
حالا هدف از زندگی چيه؟  

مرد تنهاي شب




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

یک ترانه قشنگ از جهان 

عــــــــــشق من یادم کن بــــا این که به دلدارم آیی تو که از دردم آگاهی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش و من مست عشقم

 اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سنگ گیرم

  تـــــــــــا هستم با یادت شادم آخه دل بر تو دادم دیگه از غمها آزادم

یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش و من مست عشقم

اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سنگ گیرم

به انتظار دیدنت به لحظه رسیدنت دل داره پر پر میزنه از سینه ام پر می زنه

به چشمه حیاط من فرشته نجات من شــوق نفسهای منی همیشه رویای منی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش ومن مست عشقم

 اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سنگ گیرم

عشق تو در قلب من هدیه جاودانه است برای زنده موندن قشنگترین بها نه است

دوست داشتن تو مثل عطر گل بهاره با تو نفس کشیدن پایان انتظاره

یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش و من مست عشقم

 اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سنگ گیرم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

 

عشق و دوست داشتن

عشق در لحظه بوجود میاد ولی دوست داشتن در امتداد زمان

عشق معیارها را در هم می ریزد ولی دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود

عشق ویران کردن خویشتن است ولی دوست داشتن ساختنی عظیم

عشق ناگهان وناخواسته شعله می کشد ولی دوست داشتن از شناخت سر چشمه می گیرد

عشق قانون نمی شناسد ولی  دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است

عشق فوران می کند همچون آبشاری عظیم دوست داشتن جاری می شود چون رود خانه بر بستری با شیب نرم اما

عشق رویای شیرین و رویا




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

رازهای عشق

 

گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نميرسد.

اما اگر هر يک از آنها را برای چند بار در روز بخوانيد اثر عميقي در روح شما خواهد داشت.

هر گفتار براي يک روز است .يکي از روزهاي زندگي شما که با تکرار این جملات و ورود مفهمومشان به ضمير ناخود آگاه شما خيلی زيبا تر خواهد شد .

در هر حالي که هستيد به خصوص پيش از خواب يکی از گفتار ها را تکرار کنيد .ابتدا با صداي بلند و کم کم به شکل زمزمه .

آري به همين سادگي...

                                        1. راز  عشق در تواضع است .

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.

بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.

میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،

تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

 

 

2. راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،

 با احترام به نظریاتش گوش کن .

احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .

 

 

3. راز عشق در این است که

 به یکدیگر سخت نگیرید .

عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .

 

 

4. راز عشق در این است که

 هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را

خوشحال کند ،

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،

 لبخندی از روی محبت .

نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.

 

 

5. راز عشق در این است که

 رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .

بذر علاقه ها و عقیده های تازه را

 بکار که زیبایی بروید .

ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا

 غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .

برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن

 مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

 

 

6. راز عشق در خوش مشربی است .

شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن

 مراقب شوخی هایت هم باش .

شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن

 نیت باشد ،نه نیشدار .

 

 

7. راز عشق در این است که

 حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .

آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات

کوچک و زود گذر نیست ؟

 

 

8. راز عشق در این است که

 مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،

 و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .

با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص

عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .

قلبت را آرام کن .

تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها

 را آنگونه که هستند ، در یابی .

 

 

9. راز عشق در این است که

 طرف مقابلت را تحسین کنی .

هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را

 می داند ،از تحسین غافل نشو .

مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت

 بگویی : دوستت دارم .

گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر

 است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

 

 

10. راز عشق در این است که

 در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .

 

 

11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است

برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،

 سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود

 تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .

اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن

 صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .

 

 

12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،

 زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .

اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،

مثل آن است که

 پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی

و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

 

 

13. راز عشق دراین است که

 از یکدیگر انتظارات  بیجا نداشته باشید ،

زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است

ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن

که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند

 نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .

 

 

14. راز عشق در این است که

 حس تملک را از خود دور کنی .

در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .

شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .

گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور  آفتاب

 استفاده کند.

 

 

15. راز عشق در این است که

 شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی

 حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود .

همه چیز را همان طور که هست بپذیر ،

تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است :

 نقاط قوت را تقویت کن ،

و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح .

هرگز سعی نکن با سوزاندن ،

جلوی خونریزی زخم را بگیری .

 

 

16. راز عشق در این است که

 هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که

طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است .

در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده

از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .

 

 

17. راز عشق در این است که

 وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز خودت

برای بیان آن فکر نکنی ،

بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی .

اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن

 تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند .

 

 

18. راز عشق در آرامش است ، زیرا

 آرامش باعث تکامل عشق می شود .

عشق ، هوای نفس و احساست شدید نیست .

عشق انسان ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی

 است خداوندگار آرامش کامل است

 

 

19. راز عشق در این است که

 در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ،

تا همواره علی رغم همه اشتباهات ،

تشنه رسیدن به کمال باشید ،

 چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ،

سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .

 

 

20. راز عشق در این است که

 محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی

میان دو انسان شود

سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است

بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .

 

 

21. راز عشق در این است که

 به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای لذت

 نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست .

هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود

 و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ،

خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند .

عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار

 میکند ،نه در لذت جویی .

 

 

22. راز عشق در مراعات حال دیگری است .

هر قدر که  ملاحظه حال دیگران را می کنی ،

کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .

 

  

23. راز عشق در این است که

 جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .

جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که

 از دیگری دریافت می کنی .

این نیرو تنها با بخشش رشد میکند .

 

 

24. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است .

نگذار که روزمرگی ها

مثل سیم های کوک نشده ساز ،

نغمه زندگی عاشقانه تان را

به نوایی غم انگیز تبدیل کند .

 

 

25. راز عشق در این است که

 در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با هم تنها

 باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید .

لازم نیست برای سرگرم شدن حتما

از محرکات خارجی استفاده کنید .

قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید

 تا بتوانید خودتان باشید .

 

 

26. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید .

مایع عشقتان را طوری نگه دارید

 که بتوانید گودالهایی

 را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی.

 

 

27. راز عشق در این است که

 به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید

و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .

 

 

28. راز عشق در استواری است .

در فصول مختلف زندگی ،

 عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ،

مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر

و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،

که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دو

ر آن گردش کنند




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

بدترین شکل دلتنگی ان است که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید....

 

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

 

آموخته ام که چشم پوشی از حقايق آنها را تغيير نمی دهد.

آموخته ام که لبخند ارزانترين راهيست که می شود نگاه را با آن صفا داد.

آموخته ام که وقتی با کسی روبه رو می شوم انتظار لبخند جدی را از سوی من دارد.

آموخته ام که زندگی دشوار است اما من از زندگی سختترم.

آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريده پس چه چيزی باعث شد که من بيانديشم که همه چيز را در يک روز می توانم به دست بياورم.

خدایا به هر کس دوست داری بیاموز که عشق بهتر زندگی کردنه

به هر کس بیشتر دوست میداری بیاموزکه دوست داشتن ازعشق فراتر است

 

دنبال نگاه ها نرو چون می تونن گولت بزنن
دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه
دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی

چون فقط با یه لبخند می شه یک روز تیره رو روشن کرد
پس کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه 
      

 

آدم با عشق به دنیا می آید و با عشق به آینده این دنیا را ترک می کند پس چه بهتر که در این دنیا هم با عشق   زندگی کند

 

همه این مطالب قشنگ را  از وبلاگ زیر کپی کردم

http://www.bameshekaste.blogfa.com/




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 9:18 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

 

 
 واسه کسی  که  خیلی  دوستش  دارم
  

مهربان من ،

تقدس نگاه هایت را می ستایم ، 

  بلندترین عرش کبریایی ذهن کوچکم ،  

به وسعت بزرگترین حرم عشق وامیدی که تو مرا داده ای ، 

مهربان من ، 

دستهای مهربانت مرا زندگی می دهد ، وعشق را ،    

یاس های سپید روی زلف های افشانده ات ،  

امیدهایم را به تسخیر زیبا ئیش در آورده ،   

فکرهای کوچکم را در باغچه ی نگاهت خواهم کاشت ، 

تا رشد کند ،   

و فردا از دیوار کوتاه تخیلاتم بالا برود ، 

تکیه کند به امیدواریم به تو، 

وقصه ی دروغین غرور را از ذهن نیلوفرها بزداید،  

       مهربان من ، دست های ناتوان عشقم را بگیر ، 

  پای رفتن تا عمق سکوت زیبایت را تو به من هدیه کن ،

وفردای زیبای ذهن شاپرک را تو در نگاه گل به تصویر بکش   

دوستت دارم های پنهانیم را در لبان چشمه می کارم ، 

 تا شاید چشمه بجوشد ،بغرد ،    

و به تو برساند پیام مرا این چنین  

  مهربان من ،دوستت دارم

 

 

نام خود عاشق نهادم دلبری یادم نکرد

یار من وقتی که شیرین بود فرهادم نکرد

بر بیابان رفتم و چون آسمان غوغا زدم

عاقبت دلدار من گوشی به فریادم نکرد

در جهان هر دم به ملک درد طوفان می وزد

تک شدم در دار غم آزاده ای شادم نکرد

قلب من در آتش هجران عجب مردانه سوخت

مردی از این بند و دام تیره آزادم نکرد




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...

 

 

 

                دیوانه ی عشق

                                  حسین




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس........

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 1:50 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

از خود گذشتم تا که تو از پيچ وخمها بگذري
لب بستم از گلايه تو از سر غمها بگذري گوشه گرفتم تا که تو با دنيا دم ساز بشي
پايان گرفتم تا که تو دوباره آغاز بشي درد من بودي وهمدرد نبودي راهه من بودي و همراه نبودي
غم من بودي تو غمخوار نبودي عشق من بودي وفادار نبودي
اشک شدم در پشت برکه غصه ها پنهون شدم

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

هر چه گشتم در اين شهر نبود اهل دلي كه بداند غم دلتنگي و تنهائي من

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

مرد تنهاي شب




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

 

عشق عطر و طراوتی است كه بايد با ديگران تقسيم كرد

خداوندا

 

خدایا

حق است تنها به این دلیل که انسان را از نعمت خون گریستن

برخوردار کردی تو را بنامیم،بستاییم،بپرستیم؟

زاهد افتاده ی درگاه تو باشیم ،صوفی محتاج دریای محبت تو

باشیم؟

خداوندا،هرگز نمی پرستیم چرا عذاب را بدان حد رساندی که

به های های گریه محتاجمان کنی،نمی پرستیم،فقط سپاس

میگویم،که از پی هر عذاب توان ورخصت گریمان دادی...

خداوندا،جز حق گریستن،بلند و با صدا گریستن،و با طنین گریه

دیوارهای خوشونت را فرو ریختن،از تو هیچ نمی خواهیم،

هیچ...

 Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

  يا حق

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

به نام معشوق حقيقی که وفايش ازلی وابدی است

 

 

برگرفته از سخنرانی اوشو

 

عشق ملاقات مرگ و زندگی است، ملاقاتی در نقطه اوج. فقط در صورت شناخت عشق است كه می توان به تجربه اين ملاقات نايل آمد . در غير اينصورت به دنيا می آيی، زندگی می كنی و می ميری، ولی در حقيقت مهمترين تجربه زندگی را از دست داده ای. تجربه ای كه با هيچ چيز جايگزين نمی شود. تو تجربه حد فاصل مرگ و زندگی را از دست داده ای. تجربه اين حد فاصل، نقطه اوج و حد نهايی تجربيات آدمی است. برای اينكه به آن نقطه برسی بايستی چهار مرحله را هميشه به خاطر داشته باشی.


مرحله اول: حضور در لحظه است، زيرا عشق تنها در زمان حال ممكن است. عشق ورزيدن در گذشته و آينده ممكن نيست. بسياری از آدم ها يا در گذشته و يا در آينده زندگی می كنند، طبيعتآ عشق شان نيز در گذشته و يا آينده است كه چنين عملی غير ممكن است.


اگر خواستی از عشق فرار كنی، در زمان گذشته و يا در زمان آينده زندگی كن ، ولی اگر خواستی رودخانه عشق را در درونت جاری سازی در زمان حال زندگی كن ، زيرا عشق فقط در زمان حال ممكن است.زياده از حد فكر نكن زيرا فكر هم هميشه به گذشته يا آينده مربوط می شود و انرژی تو به جای اينكه به قوه احساس معطوف شود، منحرف شده و صرف فكر كردن می گردد وتمام انرژی های تو را تخليه می كند. در چنين وضعيتی عشق نمی تواند وجود داشته باشد.


دومين قدم در راه رسيدن به عشق اين استكه :

 ياد بگيری چگونه سموم وجودت را به عسل تبديل كنی .خيلی از مردم عشق می ورزند ولی عشق آنها با سمومی همچون نفرت، حسادت، خشم، خودخواهی و احساس مالكيت آلوده شده است. می پرسی چگونه می توان سموم را به شهد تبديل كنيم؟ روشی بسيار ساده وجود دارد:


 تو لازم نيست كار خاصی انجام دهی، تنها چيزی كه احتياج داری صبر است. اين يكی از بزرگترين اسراری است كه برايت فاش می كنم. امتحانش كن . وقتی كه خشمگين می شوی، نبايد كاری كنی. فقط در سكوت بنشين و نظاره گر باش . با خشم همكاری نكن و آن را سركوب هم نكن . فقط نظاره كن، صبور باش و ببين كه چه پيش می آيد. بگذار اين احساس اوج بگيرد.


زمانی كه حال و هوای مسموم بر تو غلبه كرد، هيچ كاری انجام نده، فقط صبر كن و بگذار كه آن سم به غير خود تبديل شود. اين يكی از و اصول زندگی است كه همه چيز مدام در حال تغيير به غير خود است .


انسان در اين اوقات فقط بايد صبور باشد. در زمان خشمت از انجام هر عملی حذر كن و هيچ تصميمی نگير. زيرا برايت پشيمانی به بار می آورد. خشم نمی تواند دائمی باشد. اگر صبور باشی و به انتظار بنشينی، به اين نتيجه خواهی رسيد. هيچ چيز دائمی نيست. شادی می آيد و می رود،غم می آيد و می رود. همه چيز تغيير می كند و هيچ چيز به يك صورت باقی نمی ماند.


پس برای چه عجله می كنی؟ خشم آمده است و می رود. تو فقط قدری صبر داشته باش. به آينه نگاه كن و منتظر باش . چهره خشمناكت را در آينه تماشا كن. لزومی ندارد كه اين چهره را به كس ديگری نشان بدهی. اين مساله فقط مربوط به توست، جزيی از زندگی و حال و هوای توست. تو بايد اينقدر صبر كنی كه چهره خشمگينت كه از شدت خشم، قرمز رنگ شده از هم باز گردد و چشمانت حالتی متين و آرام به خود گيرد. اگر صبر داشته باشی و در آينه تماشا كنی می بينی كه انرژی چشمت دگرگون می شود و تو آكنده از طراوت و نشاط می شوی.


مرحله سوم، تقسيم كردن و بخشيدن است. چيزهای منفی را برای خودت نگهدار ولی خوبی ها و زيبايی ها را با ديگران تقسيم كن . معمولآ اكثر مردم عكس اين عمل را انجام می دهند. چنين انسان هايی واقعآ ابله هستند ! . وقتی كه شاد هستند خست به خرج می دهند و آن را با كسی تقسيم نمی كنند ولی وقتی غمگين و افسرده هستند، ولخرج و دست و دلباز می شوند و دوست دارند همه را در غم خود شريك سازند. وقتی لبخند می زنند بسيار صرفه جويانه عمل می كنند در حد يك تبسم كوچك ولی خدا نكند كه خشمگين شوند، آن گاه در آستانه انفجار قرار می گيرند.


آدم وقتی دارد ، بايد ببخشد. در واقع، انسان جز آن چيزی كه با ديگران تقسيم می كند و می بخشد، چيزی ندارد. عشق، پول و مال نيست كه بتوان آن را جمع كرد. عشق عطر و طراوتی است كه بايد با ديگران تقسيم كرد. هر چه بيشتر ببخشی، بيشتر به دست می آوری. هر چه كمتر ببخشی، كمتر داری.


 اگر ببخشی، وجودت از سموم پاك می  شود. وقتی هم ببخشی در انتظار عمل متقابل يا پاداش نباش. حتی منتظر تشكر هم نباش. بلكه تو بايد از كسی كه اجازه داده چيزی را با او تقسيم كنی، سپاسگذار باشی. فكر نكن كه او بايد از تو تشكر كند!


چهارمين گام در راه رسيدن به عشق : " هيچ بودن "  است . به محض اينكه فكر كنی كه كسی هستی، عشق از جاری شدن باز می ايستد . عشق فقط از درون كسی به بيرون جاری می شود كه "كسی" نباشد.
 
عشق، در نيستی خانه دارد. هنگامی كه خالی باشی، عشق نيز در تو جای خواهد گرفت . وقتی آكنده از غرور باشی، عشق ناپديد می شود . همزيستی عشق و غرور ممكن نيست . اين دو در كنار يكديگر جايی ندارند. عشق و الوهيت می توانند در كنار يكديگر باشند، زيرا عشق و الوهيت مترادف هستند. بنابراين "هيچ" باش . "هيچ" منشا همه چيز است. "هيچ" منشا بی نهايت است. هيچ باش . در هيچ بودن است كه به كل می رسی .


" اگر خود را كسی بپنداری، راه را گم می كنی ، ولی اگر خود را هيچ بپنداری، به مقصد

 می رسی"

 



 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 10:58 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..



اینم چند تا مطلب قشنگ از دوست عزیزم رامیلا

 Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

زندگی حرکت است وصعود .
زندگی تسیلم است ایثار .
کارهایی درست ودر زمان مناسب .
شهامت آغاز ،آگاهی و ایمان به قداست ثانیه ها ،
تنها چیزی است که به آن ها نیازمندی .
آنگاه نو خواهی شد .
که کهنه را سراسر رها کنی .
نباید در همانی که بوده ای ،بمانی .
همیشه راه دیگری به سوی آگاهی پیش روی توست .
بروی ، ببال دگرگون شو .
نیرویی که بدان نیاز مندی از ژرفا به سطح می جوشد.
به خود آگاهی می پیوندد دیگر گونه ات می کند .
تاگی را بجوی.
به توانایی هایت تکیه کن .
حق خود را باور بدار
تا از آن تو گردد.
کاری کن که همه به حقیقت بپیوندند.
ببخش وایثار کن.
اعتماد کن تا بدست آوری.
گل بچین وهدیه کن.
به پیمانت وفادار باش.
در همه چیز زیبایی را ببین.
سخت کوش وخرمند .
بکوش تا بفهمی .
عمرت را با مردم تقسیم کن .
برای خود زمان بساز.
بخند از صمیم دل .
دل بسپار .
بگذار دیگران با تو همراه شوند .
نوها را بیازما .
آهسته رو .
نرم خویی پیشه کن .
خود را باور کن .
به دیگران اعتماد کن .
در آمدن افتاب را بنگر .
به اهنگ باران گوش کن.
به زندگی اعتماد کن .
ایمان داشته باش .
اندیشه های نیکو داشته باش .
و زندگی را ستایش کن .
در همین لحظه از زندگی ...
آزادانه بیندیش.
بردباری را بیاموز.
بیشتر خنده رو باش.
لحظات ناب را دریاب .
پیام پروردگار را به خاطر داشته باش.
دوستانی نو به دست آورد.
دوستان پیشین را دوباره کشف کن .
به آن ها بگو به آن چه که می کنی عاشقی.
به ژرفی احساس کن .
گرفتاری را فراموش کن .
دشمن را ببخش .
امیدوار باش ، ببال ،دیوانه شو ،موهبت ها را بشناس.
دوستت دارم ...
تو زندگی را در درون لمس می کنی ،
تو شهامت آن را داری که بیندیشی ،
ونیروی آن که به چیزی دل ببندی ،
تو با رویاهایت زندگی می کنی ،
ورویاییان بسیار اندکند ،
آری ... اندکند آنان که به رویا باور دارند.

I Iike you ...
you feel life way down inside ,
you have the courage to think ,
and the strength to get in voled.
you are a dreamer ....
and dreamers are too rare ....
for few people believe enough to dream.

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

آخر اي محبوب زيبا
بعد از اين دير آشنائي
آمدي خواندي برايم قصه ي تلخ جدايي مانده ام سر در گريبان بي تو در شبهاي غمگين بي تو باشد همدم من ياد پيمان هاي ديرين
آن گل سرخي كه دادي در سكوت خانه پژمرد آتش عشق و محبت در خزان سينه افسرد
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده شي ، گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب كني ، گذاشتم جونم كه اگه رفتي منم برم . Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست
وفا انست كه نامت را هميشه زير لب دارم
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

مرد تنهاي شبUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

آنان که زبان عشق می دانند                          لب بسته سرود عشق می خوانند
همه ی هستی من آیه ی تاریکی است
که تو را تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در در این آیه تو را آه کشیدم
...آه
 
 
تنگنایی تنگستان زندگی به وسعت دید توبستگی دارد
و وسعت افق به دوست داشتن تو
 
سکوتم را به باران هدیه کردم              تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت             به هرخاکی رسیدم تکیه کردم
                                                                                          
یا رب نگاه رخی به رخی آشنا مکن
گر می کنی کرم کن و از هم جدا مکن 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

                 

تورا گم كرده ام امروز و حالا لحظه هاي من گرفتار سكوتي سرد و سنگين اند و چشمانم كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند نمي داني چه غمگين اند عصاي دست پيري بود برايم دستهاي تو چراغ روشن شب بود برايم چشمهاي تونمي دانم چه خواهد شد فقط بي تاب و دلگيرم كجاماندي كه من بي توهزاران بار در هر لحظه مي ميرمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

كاش به اشكهاي كودكانه ام رحم مي كردي
كاش توراز درونم را مي ديدي و سفر را فراموش مي كردي!!! كاش هنوز در كنارم بودي و تو را در لحظه لحظه زندگي ام حس مي كردم
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

تا که بوديم نبود کسی          کشت مارا غم بی همنفسی

تا که رفتيم همه يار شدند     خفتيم و همه بيدار شدندUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

مرد تنهاي شبUpgrade your email with 1000's of emoticon icons




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

 

ازش پرسیدم چه قدر منو دوست داری؟

 

گفت به اندازه جوهر خودکارم

 گفتم: خیلی نامردیچون جوهر خودکارت یه روز تموم میشه

لبخند زد وگفت؟خودکار من اصلا جوهر نداره.

نمی دانم چرا رسوا شد این دل

غریب و بی کس تنها شد این دل

نمی دانم چرا از ابر گریان

نصیب ما نشد یک قطره باران

نمیدانم چرا با من چنین کرد

دل دیوانه را عاشق ترین کرد

نمی دانم چرا سبزی خزان شد

وجود خنده ای بر ما گران شد

نمی دانم چرا دلها شکسته

زمین و اسمان از هم گسسته

نمی دانم چرا من را فدا کرد؟




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

عشقت را ببخش!!!!!!

 

ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور.زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.

 

اهداف و آرزوهایت را با توجه به آن چه که دیگران با اهمیت تصور می کنند،تعیین نکن،زیرا فقط تو می دانی که چه چیزی برایت بهترین است.

 

با زندگی کردن در گذشته یا آینده ، زیستن در زمان حال را از دست نده.حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی،همه روزهای عمرت را زیسته ای.

 

هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.

 

هیچ چیز واقعا به پایان نمی رسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری.

 

از مواجه شدن با خطرات نترس؛زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیا موزی چقدر باید شجاع باشی.

 

با گفتن اینکه :"یافتن عشق غیر ممکن است" مانع ورود عشق به زندگی خود مشو.

 

سریع ترین راه دریافت عشق ،بخشیدن آن به دیگران است.

سریع ترین راه از دست دادن آن، محکم نگه داشتن آن است.

 

 

رویاهای خود را رها نکن،بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی اینکه هیچ هدفی نداری.

 

زندگی یک مسابقه نیست،بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را باید لمس کرد و چشید.

ازش پرسیدم چه قدر منو دوست داری؟

گفت به اندازه جوهر خودکارم

گفتم: خیلی نامردیچون جوهر خودکارت یه روز تموم میشه

لبخند زد وگفت؟خودکار من اصلا جوهر نداره.

نمی دانم چرا رسوا شد این دل

غریب و بی کس تنها شد این دل

نمی دانم چرا از ابر گریان

نصیب ما نشد یک قطره باران

نمیدانم چرا با من چنین کرد

دل دیوانه را عاشق ترین کرد

نمی دانم چرا سبزی خزان شد

وجود خنده ای بر ما گران شد

نمی دانم چرا دلها شکسته

زمین و اسمان از هم گسسته

 نمی دانم چرا من را فدا کرد؟

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 2:11 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

اين ديوانگيست ...

که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه
خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم...

Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه
يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم...

 

Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

اين ديوانگيست ...

که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه
شده
ايم ...

Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است...
 

Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

اين ديوانگيست ...
که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم ...

Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه
در يکي از آنها به ما خيانت شده است...

 

Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

اين ديوانگيست ...
که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه
در يکي از تلاشهايمان ناکام مانده ايم...
 
Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

به اميد اينکه در مسير خود هرگز
دچار اين ديوانگي ها نشويم...
 
Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

و به ياد داشته باشيم که هميشه...
شانس هاي ديگري هم هستند
 
Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

دوستي هاي ديگري هم هستند
 
Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

عشق هاي ديگري هم هستند
 
Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

نيروهاي ديگري هم هستند
 
Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails

 

تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم
و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم...
 
Click Here & join Us
If U Want more beautiful e-mails



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط ..:: حسین ::..

امیدوارم که خوشتون بیاد در هر حال چیزی که نوشتم مطابق حال و روزمه و اون چیزایی هست که تو دلمه

 

روز وصل دوستداران یاد باد  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  یاد باد آن روزگاران یاد باد

گرچه یاران فارغند از حال من Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  از من ایشان را هزاران یاد باد

این زمان در کس وفاداری نماند Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  زان وفاداران و یاران یاد باد

مبتلا گشتم درین بند و بلا  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  کوشش آن حقگذاران یاد باد

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

از آن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شد

تمام جستجوی دل سوال بی جواب شد

نرفته کام تشنه ای به جستجوی چشمه ها

خطوط نقش زندگی چو نقشه ای بر آب شد

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

چه سینه سوز آه ها که خفته بر لبان ما

هزار گفتنی به لب اسیر پیچ و تاب شد

نه شور عارفانه ای  نه شوق شاعرانه ای

قرار عاشقانه هم  شتاب در شتاب شد

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your
 email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

نه فرصت شکایتی  نه قصّه و روایتی

تمام جلوه های جان  چه آرزو بخواب شد

نگاه منتظر به در  نشست و عمر شد به سر

نیامدِ به خود دگر  که دوره ی شباب شد

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons Upgrade your email with 1000's of emoticon icons Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

جمالت آفتاب هر نظر باد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons ز خوبی روی خوبت خوبتر باد

کسی کو بسته ی زلفت نباشد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons چو زلفت در هم و زیر و زِبَر باد

دلی کو عاشق رویت نباشد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons همیشه غرقه در خون جگر باد

مرا از تُست هر دم تازه عشقی Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  ترا هر ساعتی حُسنی دگر باد

 

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم آبان 1384ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

به نام جنون عشق

 

عاشق شده ‌بود و می‌ترسيد از رسوايی. غرورش اجازه نمی‌داد عشقش

 

 را بروز دهد.


اگر جوانك او را نمی‌خواست چه؟!


خانواده‌اش چه می‌گفتند؟! تمام فكرش را مشغول كرده‌بود


احساس گناه می‌كرد كه تا اين حد به يك پسر علاقه‌مند است.  احساس

 

 نوعی خيانت. 
بدون آنكه اين علاقه را به طرز معقولی عنوان كند. تصميم گرفت

 

 معشوقی برای خود بسازد.


 يك معشوق ايده‌آل كه روزی خواهد آمد و تنها به او فكر كند تا از آن

 

 احساس گناه و يا ترس از نبودن علاقه متقابل رها شود. كه در

 

 واقع می‌خواست جوانك را فراموش كند.

 
 گرچه هنوز هم در اعماق وجودش او را می‌خواست


 و بالاخره ساخت آن معشوق ايده‌آل را و تمام علاقه‌اش را وقف

 

 معشوق ساختگی‌اش كرد.


 هر روز به او فكر می‌كرد


 تا جوانك را فراموش كند.  هر روز هرروز و ...


 و از آن روز تمام خواستگارانش را رد می‌كرد

 
 تا معشوقش, معشوق ايده‌آلش بيايد!

 
 آخرين خواستگار, جوانك بود, اما دخترك او را نپذيرفت!

 
 او منتظر معشوقش بود...

 

 خورشيد تيره شد


 و ماه سياه شد

 

  چون من عاشق او شدم


 و او عاشق من نشد

 

 

دوستدار همه شما

 

حسین

 

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم آبان 1384ساعت 7:43 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

 

بي وفا ، انصافت كجاس ؟
تازگيا سفر مي ري
جاهاي پر خطر مي ري
 بي سر صدا بدون من
 تا ساحل خزر مي ري
 بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا امون مي دي
گل شدي ، دس تكون مي دي
يه جوري به غريبه ها
اداهاتو نشون مي دي
 بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
 تازگيا ، دوري چقدر
ساكت و مغروري چقد
چه كم باهام حرف مي زني
راس راسي مجبوري چقدر
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا طلا شدي
كم شدي ، كيميا شدي
ديگه صدام نمي كني
عين غريبه ها شدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا باهان بدي
گفتي ميام ، نيومدي
نگفته بودي انقدر
بازي با قلب و بلدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا سرده نگات
ديگه نمي لرزه صدات
برقي كه دنبالش بودم
رفته ديگه از تو چشات
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا را نمي ياي
سر قرارا نمي ياي
زمستونا نيومدي
حالا بهارا نمي ياي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا كم شدي ، كم
يه عالمه دوري ازم
نمي شه پيدات بكنم
حتي واسه دوست دارم
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا خيال كنم
بايد ازت سوال كنم
خيال داشتن تو رو
تو روياهام محال كنم
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا ، كم مي يارم
به جاي بارون ، مي بارم
يه جوري فرصت بده كه
بگم چه قدر دسوت دارم
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا چه ناز شدي
عجيبي ، عين راز شدي
شعر و ترانتم خوبه
كلي ترانه ساز شدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا چه بي حواس
عاشق داري از چپ و راس
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا خيلي زياد
همش تو رو يادم مي ياد
مي ترسم از فكراي تو
بلاهايي سرم بياد
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا عجيب شدي
تنها كه نه ، غريب شدي
به ما كه مي رسي يه كم
نجيب بودي ، نجيب شدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا حرف شماس
همش مي گي دست خداس
اما بذار بهت بگم
حسابت از همه جداس
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا تو سال نو
بدجور مي ميرم واسه تو
چون مي دوني دوست دارم
ناز نكن از پيشم نرو
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
نامه رسيد به آخرا
بايد سپردت به خدا
فقط يه قولي بده كه
دلت بمونه پيش ما
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
امضاي نامه اولي
سرخه و خيلي مخملي
با عطر كلي گل سرخ
با چشم يه كم عسلي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
بمون كه ثابت بكني
حسابت از همه جداس




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

گاهی كه دلم

 

به اندازهء تمام غروبها می گيرد



چشمهايم را فراموش می كنم



اما دريغ كه گريهء دستانم نيز مرا به تو نمی رساند



من از تراكم سياه ابرها می ترسم و هيچ كس



مهربانتر از گنجشكهای كوچك كوچه های كودكی ام نيست



و كسی دلهره های بزرگ قلب كوچكم را نمی شناسد



و يا كابوسهای شبانه ام را نمی داند



با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست



از دل هر كوه كوره راهی می گذرد



و هر اقيانوس به ساحلی می رسد



و شبی نيست كه طلوع سپيده ای در پايانش نباشد



از چهل فصل دست كم يكی كه بهار است



من هنوز ترا دارم





لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

واسه كسي تب كن كه واست بميره و هيچ وقت خودتو دست كم نگير ! يادت باشه من و تو
چيزايي داريم كه ديگران ندارن
 
 

هرگز اميد را از كسي سلب نكن...شايد اين تنها چيزي باشد كه دارد...!

 

متن خيلي قشنگيه‌‌‍؛ با اينكه يه كم زياده ولي ارزش خوندنش رو داره...

 

سخنران معروفي در يك جلسه ي سخنراني يك اسكناس باارزش از جيبش درآورد و پرسيد: چه كسي مايل است اين اسكناس را داشته باشد؟ دست همه ي حاضرين بالا رفت. او گفت: بسيار خوب من اين اسكناس را به يكي از شما خواهم داد ولي قبل از آن ميخواهم كاري بكنم و سپس در مقابل نگاههاي متعجب اسكناس را مچاله كرد و پرسيد: چه كسي مايل است هنوز اين اسكناس را داشته باشد؟ و باز دست همه ي حاضرين بالا رفت. بار ديگر اسكناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بارآن را لگدمال كرد و با كفش خود آن را روي زمين كشيد. بعد اسكناس را برداشت و سوال را دوباره تكرار كرد و باز هم دست همه ي حاضرين بالا رفت. سخنران گفت:دوستان من؛ با اين بلاهايي كه من سر اين اسكناس آوردم از ارزش آن چيزي كم نشد و همه ي شما خواهان آن هستيد...در زندگي واقعي هم همينطور است؛ ما در بسياري موارد با تصميماتي كه ميگيريم يا با مشكلاتي كه روبرو ميشويم ؛ خاك آلود ميشويم...خم ميشويم...مچاله ميشويم و احساس ميكنيم پشيزي ارزش نداريم ولي اين گونه نيست و صرف نظر از اين كه چه بلاهايي سرمان آمده باشد هرگز ارزش خود را از دست نميدهيم و هنوزهم براي افرادي كه دوستمان دارند آدم باارزشي هستيم...!

 

نكته ي اخلاقي: لطف و مهرباني خود را دريغ نكن... حتي اگر ديگران تو را بيازارند

 

 

 

 

از آتش پرسيدم محبت چيست؟ گفت: از من سوزان تر است.      از گل پرسيدم محبت چيست؟ گفت: از من زيباتر است.        از شمع پرسيدم محبت چيست؟ گفت: از من عاشق تر است.       از خودش پرسيدم محبت چيست؟ گفت: نگاهي بيش نيستم...!

 

اميد دارام كه ناجي قلبتان را پيدا كرده باشيد ...




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

به نام جنون عشق

 
 
 
چه می شد که مرزی نبود
برای نثار محبت
و انسان کمال خدا بود چرا نه
چه می شد که نبض گل سرخ
طپش های هر قلب عاشق
وعشق آخرین حرف ما بود چرا نه
چه می شد که دست من و تو
پل محکم عشق می شد برای تمامی دنیا
و دنیا پر از شوق پروانه ها بود
و جنگل رهاورد گل دانه ها بود
چرا نه چرا نه
چه می شد که اندوه ما را
شبی باد همراه می برد
و فردا هوایی دگر داشت
گل مهربانی به بر داشت
چه می شد که خواب گل ناز
به رویای ما رنگ میزد
و رویا همان زندگی بود
چرا نه چرا نه
و دل شیشه غصه بر سنگ میزد
چه می شد که انسان عاشق
دلش پروانه می شد
و دنیا پر از بال بود چرا نه
وبا عشق می ماند با عشق می خواند
چه می شد که انسانکمال خدا بود
چرا نه چرا نه
چه می شد بلوغ ستاره
فضای شب تیره زندگی را
پر از شعر خورشید می کرد
چه می شد فروغ سپیده
کویر همه آرزوی ما را
گلستانی از عشق و امید می کرد
چه می شد که هو هوی مرغ شباهنگ
دل صخره و کوه را آب می کرد
و دریا حریم غم و غصه هاشو
گذرگاهی از عشق مهتاب می کرد
چرا نه چرا نه
 
 

دوستدار همه شما

حسین




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط ..:: حسین ::..

Type Writer Status Bar